
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات:58
مقدمه:
تقريبا همه اذعان دارند كه از ميان همه فيلسوفان بريتانيايي معاصر،برتراندراسل در سراسر جهان از همه مشهور تر است.اين امر تا حدي ناشي از اينواقعيت است كه او تعداد بس معتنابهي كتاب و مقاله در زمينه مباحث اخلاقي،اجتماعي و سياسي نوشته و منتشر كرده است كه آميخته به چاشني سخنان برانگيزاننده است و در سطحي نوشته شده است كه براي عامه اي كه ندرتا ميتوانند خدمات فني تر او را به انديشه فلسفي دريابند وقابل فهم است. وعمدتا اين رده از انتشارات است كه راسل را پيامبر اومانيسم ليبرال،قهرمانكساني كه خود را خردگرا مي شمارند،آزاد از قيد و بندهاي جزمهاي ديني ومابعدالطبيعي و در عين حال شيفته آرمان آزادي انساني-در مخالفت باتوتاليتاريسم-و نيز آرمان پيشرفت سياسي بر وفق اصول عقلاني گرداندهاست.همچنين مي توانيم تعهد او را در ادوار مختلف زندگيش به طرفگيريخاص،گاه طرفگيري غير مردم پسند،در مسائل مبتلا به عام و حائز اهميت برايهمگان،از علل افزايش شهرت او ياد كنيم.او هموره شجاعت دفاع از معتقداتش راداشته است.و تركيب يك شخصيت اشرافي،فيلسوف،مقاله نويس ولتري و ستيهندهپرشور،طبعا در روحيه عامه اثر گذارده است.
اگر از يك سو منطق رياضي و از سوي ديگر احكام اخلاقي عيني،ارزشي و سياسيرا از فلسفه حذف كنيم،آنچه باقي مي ماند آن است كه شايد بتوان فلسفه كليراسل ناميد،كه في المثل عبارت است از مباحث شناخت شناسي و مسائلمابعدالطبيعي.اين فلسفه كلي از يك سلسله مراحل و جهشها گذشته است ونمايانگر آميزه غريبي از تحليل تند و تيز ونيز ناديدن عوامل ذي ربط مهماست.ولي به مدد روش يا روشهاي تحليلي او يگانه و يكپارچه شده است.و فراز ونشيب ها چندان عظيم نيست كه اظهار طنز آميز پرفسور چ. د. براود را بهمعناي ظاهريش حمل كنيم كه مي گويد:«چنانكه همه ميدانيم،جناب راسل هر چندسال يك نظام فلسفي تازه عَلَم مي كند» در هر حال فلسفه كلي راسل ارائهدهنده سير استكمالي جالب توجه اصالت تجربه بريتانيايي در پرتو شيوه هايفكري بعدي است كه خود او در آن سهم عمده اي داشته است .
برتراند آرتور ويليام راسل،در هجدهم ماه مه سال 1872 ،در شهر ترلك ازايالت مونماثشاير انگليس ديده به جهان گشود و در روز دوم فوريه ماه فوريهسال 1970 ،در شهر پنيرين دودرايث از ايالت مريوس كشور ويلز بريتانيا ديدهاز جهان فرو بست.او با نود و هشت سال زندگي،دير زيست و ميراث گراني ازانديشه و عمل بر جاي نهاد كه سزاوار پژوهيدن و آموختن است.وقتي برتراند دوساله بود مادر او،كاترين بارون استانلي آلدرلي، در گذشت و هنگامي كه سهسال و نيمه بود پدرش،وايكنت آمبرلي راسل ،رخت از جهان بر بست و بدين سانتربيت او بر عهده مادر بزرگ پدري وي ماند كه بانويي بود با آراي سياسيليبرال،با اخلاقي سخت گير و تنزيه طلب،و با اعتقادات مذهبياستوار.راسل،زير مراقبت مادر بزرگ،تحصيلات ابتدايي را با معلمين خصوصي درسخواند و ذهن كنجكاوش با ايمان مذهبي و خلوص اخلاقي آشنا شد و تخيلاتكودكانه اش در فضاي ماوراء طبيعت پرگشود و شور دست يافتن به معرفت حقيقتدر دلش انباشت.او درخانه پدربزرگش-لرد جان راسل،و بعدها:ارل راسل-پرورشيافت.
تعليمات ديني و پرورش اخلاقي،پاسخ نهايي و قطعي همه پرسشهاي سوزان زندگيرا در بر داشت و در واقع،اين پاسخ ها،مطلق بي چون و چراي حقيقت تام و تمامبود:اين آموزش،مي آموخت كه از كجا آمده ايم،چرا آمده ايم،چه بايد بكنيم يانكنيم،و به كجا ميرويم؛مي آموخت ستارگان و ماه و خورشيد چرا هستند و چهخواهند شد؛مي آموخت كه حشره و جامد و نبات در كجاي اين طرح بزرگ زندگي جادارند؛مي آموخت كه چرا برخي مردم،از سلامت و ثروت و حرمت رخوردار و برخيديگر محرومند.ليكن عليرغم،و شايد به علت اين پرورش ايماني ،برتراند ازيازده سالگي در صحت باورهاي مسيحي به ترديد افتاد و بر آن شد كه معرفتنسبت به امور،هرچه سنجيده تر و ژرف تر باشد به احتياط و ترديد آميخته تر،وهرچه از سنجيدگي و ژرقا دورتر باشد به ايمان وثوق نزديك تر است به طوري كهنيل به معرفت به دور از ترديد،در امور تجربي و آزمايشگاهي نا ممكن است ودر رياضيات ،كه سنجيده ترين بخش معرفت انساني است ،مفروضات و بديهياتپايه(آكسيوم ها)در بهترين حالت،فقط فرض هاي معقولند كه صحت شان به ازايفضاهاي مورد تصور،تصديق مي شود و با تغيير آن بي اعتبار ميگردد.بدين گونهبود كه ترديد ريمان در آكسيوم هاي هندسه اقليدسي ،به پيدايش هندسه فضاهايچند بعدي ريمان راه رد و نسخ فضاهاي سه بعدي فيزيك نيوتون،راه زا بهپيدايش فيزيك چند بعدي نسبيت گشود.اين ترديد شرافتمندانه و پالاينده،دربناي انديشه و استدلال برتراند جوان جا گرفت و بعدها سراسر آثار فلسفي واستدلالي او را سرشار كرد.
برتراند در هيجده سالگي به كالج ترينيتي دانشگاه كمبريج وارد شد و به زوديدر رياضيات درخشيد و به عضويت«انجمن رسولان» كه جاي نخبگان رياضي بودبرگزيده شد.در اين دوران ،وي با مك تگرت فيلسوف كمبريج آشنا شد و در سالچهارم دانشگاه به فلسفه گرايش يافت.مك تاگرت و استوت به او چنين آموختندكه اصالت تجربه بريتانيايي را خام و نسخته بشمارد و در عوض به سنت هگليروي آورد.راسل خود از ستايشي كه براي برادلي قائل بود سخن گفته است .و ازسال 1894 يعني سالي كه كمبريج را ترك گفت،تا سال 1898 ه اين انديشه ادامهداد كه مابعدالطبيعه قادر به اثبات عقايدي در باب جهان است كه احساس «ديني» او را به مهم انگاشتن آنها كشانده بود.در بيست و شش سالگي،درايالات متحده به تدريس هندسه غير اقليدسي پرداخت .راسل در برهه ي كوتاهيدر سال 1894 در مقام وابسته(اتاشه) افتخاري در سفارتخانه بريتانيا درپاريس كاركرد.در سال 1985 همت خود را مصروف به مطالعه اقتصاد و سوسيالدموكراسي آلماني در برلين كرد.نتيجه اين مطالعه،نگارش و انتشاركتاب«سوسيال دموكراسي آلمان» در سال 1896 بود.اغلب مقالات اوليه اش در بابمباحث رياضي و منطقي بود،ولي شايان ذكر است كه نخستين كتاب او راجع بهنظريه اجتماعي بود.
راسل به ما مي گويد كه در اين دوره هم تحت تاثير كانت بود و هم هگل،وليهنگامي كه در موضوعي بين آنها اختلاف و تعارض بود،جانب هگل را ميگرفت.اويكي از مقالاتش در باب روابط عدد و كميت را كه در سال 1896 در مجله مايندچاپ كرد،«طابق النعل بالنعل هگل» ناميد.و در باب جستاري در زمينه مبانيهندسه(1897) كه نسخه ي تكميل شده رساله مربوط به بورسش در ترينيتي كالجكمبريج بود،گفته است كه نظريه هندسه اي كه عرضه كرده بود«عمدتاكانتي» بود،هر چندبعدها با به ميدان آمدن نظريه نسبيت انيشتين منسوخ شد.
مبلغ قابل پرداخت 3,300 تومان
برچسب های مهم