مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 51
عدالت برداشتي از مفهوم عدالت در مثبت راست گرايان ليبرال مهمترين مسئله در مبحث عدالت قابل دفاع ساختن روابط نا برابر در جامعه است نا برابري در ثروت و قدرت و شأن اجتماعي به زغم شباهت در استعدادهاي افراد واقعيت انكار ناپذير همه جوامع بوده است گذشته از آن هيچ رابطه معناداري ميان نابرابري در ثروت و قدرت و نا برابري در استعدادهاي طبيعي وجود نداشته است بنابراين دفاع از اين نابرابريها يا نفي آنها موضوع اصلي بحث عدالت است به عبارت ديگر عدالت در فلسفه سياسي مسئله اي است كه در سطح نهادهاي اجتماعي مطرح گرديده است از بعد حقوقي عدالت در تصميمگيري عادلانه جستجو مي شود تصميمي عادلانه است. بر طبق قاوون باشد اما از حيث فلسفه سياسي عادلانه بودن خود قانون مطرح ميباشد پرسش اين است كه قانون عادلانه چيست و چگونه به دست مي آيد در سطح وسيع تر بايد پرسيد كه ايا نهادها و ساختارهاي جامعه عادلانه است يا خير بنابراين از ديدگاه فلسفه سياسي عدالت صفت نهادهاي اجتماعي است نه انساني و منظور از عادلانه بودن نهاداجتماعي اين است كه حقوق و مسئوليت ها قدرت و اختيارات مزايا و فرصتهاي وابسته به خود را عادلانه توزيع كند اما باز مسئله اصلي باقي مي ماند و آن اين است كه عادلانه بودن در چيست؟ به اين پرسش در فلسفه سياسي غرب دو پاسخ اصلي داده اند : اول: عدالت يا معناي كليت منافع متقابل بر اساس توافق و قرارداد كه در آن انگيزه عمل عادلانه تأمين منافع دراز مدت فرد است و دوم : عدالت به منزله بي طرفي به اين معنا كه بتوانيم از رفتار خودمان بدون رجوع به منافعمان دفاع كنيم در فلسفه يونان باستان گفته مي شد كه هر فضيلتي بايد براي دارندهاش سودمند باشد اما عدالت فضيلتي است كه ظاهراً به سود ديگران است نه به نفع دانده آن بنابراين در انديشه يوناني به طور كلي عدالت به معني به منزله سازش و قرارداد نفي مي گرديد و از عدالت به مفهوم تعادل سخن گفته مي شد جامعه متعادل در انديشه يونان جامعهاي است سلسله مراتبي مانند فرد كه در قواي نفساني خود تعادل دارد وليكن
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()