مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 6
حضرت سليمان عليه السلام حكمت سليمان داودعليه السلام براريكه سلطنت بني اسرائيل تكيه زده و در اختلافات و درگيري آنها قضاوت و داوري مي كرد، امور سياست و اقتصاد قوم را به درايت و كفايت اداره مي كرد و هر روز بني اسرائيل نزد داود مي آمدند و سرگذشت زندگي و مشكلات خويش را بيان مي داشتند و نزاعهاي خود را تشريح و استدلال مي كردند و داود هم در تمام موارد با عدل و داد حكم مي نمود. در اين دوران سليمان كه يكي از فرزندان داود بود تنها يازده سال از عمرش مي گذشت. داود پيرمردي ضعيف و نحيف بود كه هر آن امكان وداع او با زندگي مي رفت و همواره فكر آينده مملكت و كشور او را نگران مي ساخت و در اين فكر بود كه چه كسي پس از وي مي تواند زمام امور و اداره كشور را به دست بگيرد. داود گرچه فرزندان بسياري داشت ولي سليمان كه كودكي خردسال بود، از جهت علم و حكمت برآنان برتري داشت آثار عقل و درايت از سيماي او هويدا و هوش و درايت او بر همه آشكار بود و امور مردم را با تيزبيني و عاقبت انديشي اداره مي كرد. عادت داودعليه السلام بر اين بود كه در مجلس قضاوت خويش، فرزند خود سليمان را حاضر مي ساخت، تا به قدرت قضاوت و استدلال خود بيفزايد، لذا سليمان هميشه در مجلس قضاوت پدر خويش حاضر بود، تا در پرتو افكار پدر، چراغي براي آينده خود بيفروزد و در آينده به هنگام برخورد با مشكلات و مسائل اداره مملكت از پرتو آن بهره گيرد. در يكي از مجالس كه داود پيغمبر بر كرسي قضاوت خود نشسته بود و سليمان نيز در كنار وي حضور داشت، دو نفر، براي طرح نزاع نزد داود عليه السلام آمدند، يكي از آن دو گفت: من زميني داشتم كه زمان برداشت محصول آن فرا رسيده و موقع چيدن آن نزديك شده بود، تماشاي آن موجب مسرت هر بيننده و تصور حاصلش موجب اميد و دلگرمي صاحبش بود، در همين موقع گوسفندان طرف
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()